عیدتون مبارک
از شخصیت فاطمه سخن گفتن بسیار سخت و دشوار است . فاطمه یک زن بود آن چنان که اسلام می خواهد که زن باشد ، تصویر سیمای او را پیامبر ، خود رسم کرده بود و آموزش های عمیق و شگفت انسانی خویش را پرورده و ناب ساخته بود .
وی در همه ابعاد گوناگون زن بودن نمونه شده بود .
مظهر یک دختر در برابر پدرش !
مظهر یک همسر در برابر شویش !
مظهر یک مادر در برابر فرزندانش !
مظهر یک زن مبارز و مسئول در برابر زمانش و سرنوشت جامعه اش ، وی خود یک امام است !
ادامه در ادامه مطلب ...
ادامه مطلب...
غم تلخی در نگاهت دیده را تر می کند
وای از این دل سال ها اینگونه ماتم می کند
در فراق بنت زهرا اشک می ریزد چو ابر
ظلمت شب را به نور عشق تو سر می کند
دل به سوی آسمان پر می زند تا صبح عشق
منتظر بر خاک پایت لاله پرپر می کند
جان به امید جمال با شکوهت زنده است
با ظهورت قلب حیدر ناله ها سر می کند
سوز سیلی گونه یاس علی را بر گرفت
کوچه های درد یاد مرد خیبر می کند
شعر از حس غریب
شهادت مظلومانه ی یاس علی ع حضرت زهرا س رو به همه شما دوستای گلم تسلیت میگم .
امیدوارم توی این ایام ما رو هم از دعای خیرتون محروم نکنید .
درود بر یاس و شقایق
بارالهی ...
تو را سپاس و تو را درود
که ظلمت وجودم را با نورت روشنایی بخشیدی و قلبم را با ترنم نیلوفرانه ی پاکی نگاهت سیراب نمودی
سیراب عشق
آری عشق ، که خلق نمودی ، حیات بخشیدی و جاودانه ساختی از برای آن ،
و تو ای آبی آرام روشن ، غرق در نورم نما ، که تاریکم بی تو ...
به نگاهم ، میزبان پاک ترین شبنم های آغشته به عطر وجودت بنگر؟!
چه می بینی جز تمنای وجودت؟!!
به لبانم ...
به لبانم که از درد هجرانت و در حسرت وصالت این گونه می لرزند بنگر؟!
چه می یابی جز زمزمه های عاشقانه برای تسکین دردی که قلبم را از فراغت این چنین سخت
می سوزاند!
حال به دستانم بنگر
به سوی آسمانند و تو را سپاس می گویند ...
چرا که هستی در کنارم ، در قلبم و در وجودم ...
چون می خواهم که باشی ...
با تمام آنچه که مرا به بودن سوق می دهد
به ماندن امیدوار می سازد
و حضورت را نوید می دهد
دل به امید بی کران تو می بندم
تا همچنان یاریم نمایی و در پناهت آرامم سازی
متن از حس غریب
سال ۱۳۸۹ بر تمامی دوستان گلم مبارک
درود بر یاس و شقایق
سلام دوستان گلم .
ببخشید که مدتی نبودم . راستش مشکلی پیش اومده بود که نمیشد یعنی سعادت نداشتم وبلاگ رو به روز کنم .
اما به لطف خداوند مهربون تا حدودی مشکلم حل شده و با قلبی مملو از عشق اومدم اینجا .
میخوام توی این پست از قاصدکی بگم که کم و بیش حرف دل این بنده حقیر رو میزنه امشب شب چهارشنبه است و متعلق به آقام امام زمان عج و این قاصدک باز دلش پرکشیده به سمت دریایی از مهر
قاصدک
قاصدک آرام از صحرا گذشت ...
با نوایی از درد دل شب را پیمود ...
ناله اش برگ سمن را بوسید ، اشک از دیده زبغضش لرزید ، با حضورش به دل یاس سپید ، شهد مستانه ای از غم نوشید .
شاپرک گفت : چرا غمگینی ؟
قاصدک آهی از درد کشید ، گفت : راز تنهاییم از دشت بپرس ، قصه ی بی کسی ا م دل سنگی لرزاند ، آب رودی خشکاند ، دل زخمم نفس ابر برید از پی باریدن اشک ، تو چه دانی که چرا غمگینم ؟!!!
تو به ظاهر بینی که وجودم درد است ...
تا به احساس نیابی غم هجران از دوست ، تو نخواهی فهمید که چه تلخ است فراق
که چه درد است جدایی از یار
درود بر یاس و شقایق
علی علی یا علی
ای که می پرسی نشان عشق چیست؟
عشق را او در ضمیرم باب کرد عاشقی را در وجودم ناب کرد
عشق یعنی لحظه دلواپسی در فراقش سوختن از بی کسی
عشق یعنی دیده ها گریان شدن با نگاهش خنده بر لب وا شدن
عشق یعنی عطر یاس منتظر مانده تا امروز بر مسمار در
عشق یعنی ناله های حیدری عشق یعنی فاطمه یعنی علی
عشق یعنی تازیانه بر بدن لاله های تشنه بی غسل و کفن
عشق یعنی تشنگی نزدیک آب با وجود می ، گذشتن از شراب
عشق یعنی خیمه هایی سوخته چشم ها بر نیزه هایی دوخته
عشق یعنی زینت دوش نبی ذکر زینب یا علی و یا علی
عشق یعنی کربلا صحرای غم عشق یعنی قامت از غم گشته خم
عشق یعنی سال ها در انتظار در غروب جمعه دلها بی قرار
عشق یعنی ندبه ، یعنی عاشقی سیدی از نسل یاس ، نسل علی
شعر از حس غریب
درود بر یاس و شقایق
ناله های بی دریغم
مرگ گلهای غریبم
دیدن اشک رقیه
تو جوونی کرده پیرم
چادر خاکی و پارم
واسه بچه ها پناهه
بمیرم برا رقیه
شب و روزش اشک و آهه
تو خرابه ها نشستم
خجل از روی تو هستم
آخه این گل قشنگت
شبونه رفته زدستم
وقتی که دلم میگیره
رو به نیزه ها میشینم
تا فقط برا یه لحظه
روی ماهت رو ببینم
به خدا که خیلی خستم
بی رقیه دل شکستم
برا دیدن نگاهش
به امید مرگ نشستم
من دیدم که از سر کین
خیمه هاتو میسوزوندن
بدن طفل صغیر رو
روی خاکا میکشوندن
من خودم دیدم یه نامرد
چه غریب و وحشیانه
تا رقیه از تو میگفت
می زد اونو تازیانه
رسم آدما تو این شهر
طعنه های جانگدازه
دل شکستن یتیمها
براشون شادی می سازه
شعر از حس غریب
درود بر یاس و شقایق
علی علی یا علی
آی کبوترای دنیا
میدونید چه حالی دارم؟
ببینید که تیر و خنجر
زخمی کرده پر و بالم
توی صحرایی که بودم
همه جا دود و فغان بود
به جای یاس و آلاله
سر به روی نیزه ها بود
چون یه مرد آسمونی
با دو ابروی کمونی
خواست به جای تیر و خنجر
بخونه از مهربونی
دل دختری سه ساله
پر خونه پر زناله
دست سنگین یه نامرد
می زد اونو تازیانه
شعر از حس غریب
درود بر یاس و شقایق
علی علی یا علی
امون از دلم بریده
درد قلب خسته من
با نگاهت جون میگیره
این دل شکسته من
همه بهم میگن که عقلت
چرا از سرت پریده؟
به خدا قسم که شاهی
دل خستم و خریده
عاشقونه ، بی بهونه ، شده ام کلب ابوالفضل
می و ساغر رفته بر باد ، گشته ام مست ابوالفضل
تو امیدی ، تو پناهی ،
واسه این دل شکسته
روزگاریست که به عشقت
این دلم به پات نشسته
چی میشه با اون نگاهت
جون بدی به قلب خستم؟
بنازم به اهل عالم
که فقط مست تو هستم
مست چشمون سیاهت،
من به قربون نگاهت،
می دونی تموم عمرم
می شینم بر سر راهت
عاشقونه ، بی بهونه ، شده ام کلب ابوالفضل
می و ساغر رفته بر باد ، گشته ام مست ابوالفضل
شعر از حس غریب روحش شاد
درود بر یاس و شقایق
علی علی یا علی
دوباره باز این دل من کرده بهونه حسین
میخونه شعر و سرود عاشقونه حسین
باز هم محرم از راه رسید .در و دیوار باسکوتی تلخ فریاد می زنند و صدای آلاله های سوخته فضای دشت
کربلا را طنین افکن نموده است.
این بار خزان خوشامد گوی این ماه خسته از درد و غم است. کاش همگان ندای محزون بید را می
شنیدیم که چگونه آشنایی را میخواند؟!!!
آیا هیچ تن را یارای همراهی با بید است؟
درود بر یاس و شقایق
شب بود و سکوت مبهم عشق ،بر قامت مهتاب نظر کرد
از شعشعه ندای مطرب ، افلاک به بیکران سفر کرد
ناگاه به لطف خالق دل ، دیوار زمان چو نیل بگسست
برلعل لب مبارک او ، نرگس زصفای بوسه تر کرد
از کعبه مقصود ندایی ، برجانب نسترن به پا خاست
کین میکده عشق چنان است ، تا غنچه زنسترن ثمر کرد
عشاق زعطر خاک پایش ، مستند در این سرای خاکی
چون طره شب تاب موقر، بر عرش فسانه را علم کرد
نوری که زکوی عشق برخاست ، از محفل خورشید چه غم دید؟
چون خائب سرزمین ازلت ، از قربت ما سوا حذر کرد!
من کودکی از ضمیر عشقم ، از جمله ندای قلبم این است
تا عشق در این سرای فانی ست ، از چشم علی توان نظر کرد
شعر از: حس غریب ، یادش گرامی
سلام بر یاس و شقایق
سلام بر همه شما دوستان گلم
عیدتون مبارک
چه زیباست رایحه دل انگیز قربان تا غدیر
کاش هممون تونسته باشیم بهره کافی رو از این عید سعید برده باشیم. عیدی که بارها گفته شده ممکنه احتمال قریب به یقین یکی از ایام قدر باشه مطمئنم دوستان گلم تونستند پل ارتباطی بین خدای مهربون رو پیدا کنند . پس برای منم دعا کنید ...
ممنون از حضور سبزتون
درود بر یاس و شقایق


